Music²

یک سال دیگه هم گذشت، با وجود بدی ها و خوبی هاش، خنده ها و گریه هاش و تلخی ها و شیرینی هاش، چیزی ندارم بگم بجز اینکه بگم خیلیا اومدن و رفتن و اتفاقات غیره منتظره ای واسم افتاد، ولی با وجود تک تک اتفاقات دلم واسه 1403 تنگ میشه همینطور آدمایی که رفتن دلمم واسه خاطرات با اونا تنگ میشه، کسایی که مثله پارسال پیشم موندن، پری، غزل، آنوش، ساری، نیکی، امیر، ممد و اروین و کسایی هم که تو این عید کنارمن همینان فقط دو نفر دیگه هم بهمون اضافه شد و چند نفر رفتن، واقعاً حرفی واسه گفتن ندارم ولی همینکه امسالم زندم و کنار این آدمای زندگیمم خوشحالم و با تموم وجود همشونو دوست دارم.
سخنی برای خودم:
دختر کوچولوی من، میدونم در مدت این یک سال دردای زیادی کشیدی ولی بهت قول میدم در این سال جدید بهتر ازت مراقبت کنم و همیشه مواظبت باشم و این سال جدید رو به بهترین شکل ممکن برات بسازم، دختر کوچولوی من سال نو مبارک.
سال نو همتون مبارک امیدوارم در این سال جدید به بهترین شکل ممکن براتون سپری بشه و همیشه لبتون خندون باشه.
1403/12/29
Kani
من رو کسی که دوستش دارم روانیم، درک کردنش سخته؟
به گذشتم که نگاه میکنم خندم میگیره،چرا؟ چون بخاطر دردای الکی گریه کردم ولی وقتی عمیق تر، عمیق تر و بازم عمیق تر بهش فکر میکنم، میبینم اون دردا زمان خودش واسم خیلی درد داشته. حالاهم همینه شاید بازم در آینده به این روزام بخندم ولی عمیق تر که بهش فکر کنم خندم محو شه که در این روزا و در این تاریخ ها این دردا چقدر برام عذاب آور بوده که بخاطرش گریه کردم یا ناراحت شدم.
خوشم نمیاد کسی دست رو انتخابم بزاره و متأسفانه در حال حاضر چند نفر همش به انتخابم نزدیک میشن، اشاره ای ندارم بهتره خودتون بس کنید.
بدون شک.
روزی میرسه از همه چی خسته میشی و فقط میخوای زودتر تموم شه، برات مهم نیست کی دوست داره و کی نیازت داره، تو فقط میخوای ناپدید بشی و همه چیزو به آخر برسونی.