Hell

Hell is never empty

ظاهر یا باطن

من همونطوری که وانمود میکنم ازت متنفرم ولی دوست دارم، همونطوری هم بلدم وانمود کنم دوست دارم ولی در اعماق وجودم ازت متنفر باشم. 

ادامه دادن

احساس خستگی در هر مکان از بدنش موج میزد، او خسته بود و احساس میکرد بیهوده زنده است؛ بدون آنکه هدفی داشته باشد بر راه طولانی اش ادامه میداد اما او نمیخواست همانگونه بدون هیچ گونه هدفی ادامه دهد. 
آری! او باید بخاطر معشوقه اش ادامه میداد، باید بخاطر کسی که با جان و دل آن را میپرستید ادامه میداد و آن را خوشحال میکرد. 
اما آیا احساس معشوقه اش نسبت به خود او همانگونه بود؟!
هیچکس نمیداند... 

 

باقی مانده از گذشته. 

7:00

صبح بیدار شدم دیدم ساعت 7:00 با عجله از تخت خواب پریدم خودمو واسه مدرسه آماده کنم، یهو یادم اومد امروز شنبس مدرسه ندارم.