Hell

Hell is never empty

ادامه دادن

احساس خستگی در هر مکان از بدنش موج میزد، او خسته بود و احساس میکرد بیهوده زنده است؛ بدون آنکه هدفی داشته باشد بر راه طولانی اش ادامه میداد اما او نمیخواست همانگونه بدون هیچ گونه هدفی ادامه دهد. 
آری! او باید بخاطر معشوقه اش ادامه میداد، باید بخاطر کسی که با جان و دل آن را میپرستید ادامه میداد و آن را خوشحال میکرد. 
اما آیا احساس معشوقه اش نسبت به خود او همانگونه بود؟!
هیچکس نمیداند... 

 

باقی مانده از گذشته.